از اين پس جهت سهولت دسترسي كاربران، هر بیست مطلب مرتبط در يك صفحه ذخيره خواهند شد. براي ديدن 440 نظر قبلي به لينكهاي پايين صفحه مراجعه فرماييد.
=================================
سه _ چهار هفته ای هست که به زور وجدان درد و یادآوری روحیۀ تنوع طلب هم که شده ، سر قاطر چموش ِ* « موسای جان » رو کج کردم سمت قفسۀ داستانا و رمان های وطنی
اول از همه « من ِ او » ی امیرخانی رو ناتمام رها کرده
=================================
منِ او، رضا امیرخانی
http://daaddarghab.blogspot.com/2013/09/blog-post_24.html
دل آدمیزاد...
=================================
http://www.shoma-weekly.ir/fa/news/7471
مصاحبه با خانم فردوسی-شهریور92
می گوید تا قبل از 86 که داستان می خواند تصورش این بود که اگر بخواهد نویسنده شود باید همه موضوعات را بنویسد و اشراف به همه موارد داشته باشد که بعد از اینکه کتاب منِ او امیرخانی را خواند، این تصور تعدیل شد و شروع کرد. اولین داستاناش «ستاره خاموش» بود که در همین مجموعه «هزار گره» هم منتشر شده است.
=================================
کافه کتاب:رمان من او
http://ketab68.blogfa.com/post/1
paran-شهریور92
برداشت آزاد :
من از طریق جشنواره مجازی کتابخوانی با این کتاب آشنا شدم.
چند نکته در این کتاب بود که باعث جذب من شد:
اول:اسم کتاب و نام هایی که برای هر فصل انتخاب شده بود.
دوم:لحن محاوره ای نویسنده که خیلی راحت و ساده کتاب و به نگارش در آورده بود.
سوم :که از همه مهمتره و نظر منو بیشتر به خودش جلب کرده ، باور پذیر بودن داستان و
سبک نویسنده است،مخصوصا قسمت هایی که نویسنده روی یک جمله تاکید میکرد و در
جاهای مختلف قصه از آن جمله را به کرات استفاده میکرد.
من خودم وقتی به یک موضوعی فکر میکنم بارها یک جمله یا رفتاری که برایم مهم هست و با
خودم یادآوری میکنم.نویسنده این کتاب هم سعی کرده داستان و طوری نگارش کند که باور
پذیر باشد و خواننده بتواند هم زاد پنداری با شخصیت های داستان داشته باشد.
پیشنهاد میکنم حتما این کتاب و بخونید.
=================================
457
خبرگزاری فارس: هنوز شاهکار رضا امیرخانی در نیامده است
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920530000889
مصاحبه با جناب مصطفی فعلهگری-شهریور92
ما دیگر «جلال آلاحمد» و «دولتآبادی» را تولید نکردیم، یک استعدادی است به نام آقای «رضا امیرخانی»، آیا من «رضا امیرخانی» را میشناسم، به من شکلات و پیراهن و هدیهای داده است؟ من اصلا او را نمیشناسم، سعادتی بوده و چند بار سلام و علیکی، ایشان استعداد فوقالعاده خوبی هستند.
البته من امیرخانی را نویسنده خوبی میدانم، یعنی شما میفرمایید بالفعل نشده است؟
نه، ولی این استعداد باید به یک غول تبدیل شود و استعدادش را شکوفا کند، من این را اینجا میگویم که این عزیز بشنود، و انشاءالله خواهد شد.
فارس: یعنی از «ارمیا» آقای «امیرخانی» بگیر تا «نفحات نفت» و «قیدار» همه را شما خوانده اید و هیچ کدام به دلتان نمینشیند؟!
بله، من خواندهام و خسته نباشید هم میگویم، ولی هنوز شاهکار آقای «امیرخانی» در نیامده است. من یکی دو بار هم که ایشان را دیدم به ایشان گفتم آقای «امیرخانی» مواظب خودتان باشید، بنده منتظر کارهای اصلی شما هستم.
فارس: «من او» را هم نمیپسندید؟
نثرش ضعیف است ولی ساختار «رمان» خوب است. ساختار «رمان» استعداد این را دارد که بازنویسی شود. حالا چرا این اتفاق میافتد همان مسیر را عرض میکنم، عجله نباید بکنیم، نویسندگان و شاعران ما نباید عجله کنند، باید سختی بکشند، باید گوشهای بنشینند و به دنیا نگاه کنند، به آدمیزاد و کائناتی که به دور خودشان میچرخند زل بزنند، اینها پر از مسئله است که آرام آرام باید اینها در درونشان نشست کند و بعد آنها را روی کاغذ بیاورند. وقتی که شتابزده آنها را برای جایزه گرفتن و عکس گرفتن و پز دادن روی کاغذ بیاورند، از درون آنها بعدا چیزهایی درمیآید که تاریخ آنها را دور میریزد و تاریخ رحم هم ندارد. در فرانسه سالی 700 اثر فقط با کمک دولت درمیآید، آن هم آثاری که از فیلترهای خوبی بیرون میآیند. در آن جامعه جایزه معنی دارد نه در جامعهای که سالی سه، چهار تا اثر ضعیف درمیآید و 10 تا جایزه هم داریم.
* خود دانشگاه باید به نویسندگانش بورسیه بدهد
ما باید بنیادهای حامی از نخبگان ادبیات را ایجاد کنیم، نه جایزه، بنیادهایی که بورسیه نگارش به استعدادها بدهند، بگویند آقای امیرخانی، شما برو روی «رمان» خودت پنج سال کار کن، این هم بورسیه شما. کاری که در آمریکا با «کارول» کردند، کاری که الان دانشگاههای آمریکا میکنند، دانشگاه تهران باید نهادی به نام «حمایت از تولید اثر ادبی» ایجاد کند، برای دانشگاه خودش، منت آن را هم سر نویسنده نگذارد. باید سر کلاسها آثاری تدریس شود که خود دانشگاه تهران به نویسندگانش بورسیه بدهد. بسیاری از نویسندگانی که به دلایل خوب یا بد از ایران فرار کردهاند، اینها در دانشگاههای جهان جذب شدهاند و به اینها بورسیه نگارش «رمان» درباره «ایران» داده شده است. آن آقا دلسوز من ایرانی که نیست، دنبال این است که متنی از جهان شرق سر کلاس خودش ببرد. این فرهنگ در رؤسای دانشگاههای ما ایجاد نشده است.
از هر طیفی، مثلاً شما از «دولت آبادی» و «احمد محمود» در یک طیف، از آقای «امیرخانی و آقای بایرامی» در یک طیف دیگر، از اینها که بگذریم، در مجموع ادبیات داستانی ما متأسفانه زمان و جهان را در این سی چهل سال از دست داده است.
آقایان «بایرامی و امیرخانی» را استعدادهای خوبی میدانم به شرطی که این فرصت باقیمانده را از دست ندهند و آثار جهان شمول تولید کنند، «امیرخانی و بایرامی» با غریزه تا حالا بالا آمدهاند و از اینجا به بعد باید موتور هوش آنها به کار بیفتد.
=================================
منِ او: آدم ها -اگر آدم باشند- می فهمند که به همه چیز بایست خندید.
آبجی: ت (گاهی راه حل یک مشکل تنها یک لبخند است)
=================================
456
خبرگزاری فارس: ترجمه روسی «من او» رضا امیرخانی در مسکو رونمایی شد
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920617000757
...-شهریور92
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، بنیاد مطالعات اسلامی در روسیه با همکاری انتشارات وچه مسکو اقدام به ترجمه و انتشار رمان «من او» اثر رضا امیرخانی کرد و این رمان به عنوان اولین اثر از سری «پر فروشهای ایرانی» منتشر شد.
هدف بنیاد از انتشار این سری معرفی آثار نویسندگان معاصر ایران است که از این طریق خوانندگان روس با فرهنگ و اندیشه و تاریخ ایران معاصر نیز آشنا میشوند.
رونمایی از رمان «من او» با حضور رضا امیرخانی در غرفه انتشارات وچه در نمایشگاه بین المللی کتاب مسکو برگزار شد.
سرگی دمیتریف سرویراستار «وچه» در سخنان خود ضمن اظهار خوشحالی از انتشار این رمان و شروع سری «پر فروشهای ایرانی» از حضور امیرخانی تشکر کرده و ایران را مهد فرهنگ و ادبیات نامید و از سفر خود به ایران یاد کرد که چگونه از دیدار ایران شگفت زده شده بود.
سرگی دمیتریف که خود نویسنده و محقق توانایی است همچنین از شیراز به عنوان زادگاه ادیبان و هنرمندان معروف یاد کرد.
رضا امیرخانی در سخنانی خطاب به حاضران گفت: پوشکین داستایوسکی میگوید «همه نویسندگان روسیه از زیر شنل گوگول بیرون آمدهاند» پس همه نویسندگان این روزگار نیز لابد دنبال شنل گوگول میگردند. هر نویسندهای دوست دارد پسر «پدران و پسران» تورگینیف باشد.
وی ادامه داد: هر نویسندهای میخواهد فرزند «مادر» ماکسیم گورکی باشد. اما امروز نشانی از شنل گوگول در دست هیچ کس نیست. هر نویسندهای دست بالا فرزند پدران و مادران خویش است پس بایستی بدنبال قصههای مادربزگها بود. من نماینده خوبی برای ادبیات ایران نیستم اما مادربزرگها قطعا نمایندگان خوبی برای ادبیات هستند. در رمان «من او» قصه مادربزرگهای خودم را نقل میکنم.
رضا امیرخانی به دعوت مشترک بنیاد مطالعات اسلامی و رایزنی فرهنگی ج. ا. ایران در روسیه جهت رونمایی از اثرش و ملاقات با ادیبان و علاقه مندان به ادبیات روس به مسکو سفر کرده است.
- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920617000757#sthash.szCdyTDP.dpuf
=================================
455
خبرگزاری مهر:ترجمه روسی رمان پرفروش «من او» در مسکو رونمایی شد
به گزارش خبرنگار مهر در مسکو، اميرخاني در این مراسم که جمعه شب در مسکو برگزار شد، در سخناني كوتاه اظهار اميواري کرد كه آغازگري خوب براي ورود رمانهاي نويسندگان ايراني به بازار كتاب روسيه باشد.
اميرخاني كه به دعوت مشترك رايزني فرهنگي كشورمان در روسيه و بنياد مطالعات اسلامي مسكو به روسيه سفر كرده است، روز شنبه در مصاحبهاي اختصاصي با روزنامه ايزوستيا كه از مطبوعات نخبهگراي روسيه است از جهان نويسندگان ايراني و وضعيت ادبيات معاصر كشورمان سخن گفت.
فردا دوشنبه ١٨ شهريور انستيتو ادبيات ماكسيم گوركي، ميزبان رضا اميرخاني است و اين نويسنده كشورمان در جمع اساتيد، دانشجويان و ديگر علاقهمندان ادبيات با موضوع رمان معاصر ايران به ايراد سخن خواهد پرداخت.
رضا امیرخانی ترجمه روسی من او را امضاء میکند
از ديگر برنامههاي اميرخاني در روسيه حضور در جمع دانشجويان زبان فارسي دانشگاههاي مسكو، ديدار با نويسندگان روس در برنامه تلویزيونی آرتيست تي وي، معرفي «من او» در كتابفروشي بيبليو كلوبوس مسكو و ديدار با نويسندگان سنت پترزبورگ خواهد بود.
رمان «من او» اول بار در سال 1378 از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد و تاکنون بیش از 37 چاپ را تجربه کرده است. این کتاب در چاپهای بعدی به وسیله انتشارات افق به دست مخاطبان میرسد.
=================================
454
خبرگزاری فارس:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920613000237
...-شهریور92
خبرگزاری فارس- گروه کتاب و ادبیات: پیشنهاد پایان هفته، کتاب «من او» نوشته رضا امیرخانی داستانی نوستالژیک برای آن گروه از خوانندگان رمان فارسی در ایران است که در سالهای پایانی دهه هفتاد برای نخستین بار با آثار امیرخانی و رمان «من او» آشنا شدند.
رمان «من او» نوشته رضا امیرخانی برای نویسنده آن و همچنین خوانندگان رمان فارسی از جهات گوناگون قابل توجه است. برای رضا امیرخانی از آن جهت که او با این رمان توانست نام خود را به عنوان یکی از نویسندگان جوان و پر انرژی در بین داستان نویسان ایرانی ثبت کند و برای خوانندگان رمان فارسی هم به این دلیل که در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با اثر و نویسندهای آشنا شدند که همسو با ارزشهای جاری در جامعه به خلق اثر ادبی پرداخته بود.
طرح جلد اولیه رمان «من او»
رمان «من او» سرگذشت جالبی هم دارد؛ از چاپ نخست این رمان در سال 1378 توسط انتشارات سوره مهر حوزه هنری که تا سال 1389 سی و سه بار تجدید چاپ شد و بیش از 70 هزار نسخه از آن به فروش رفت تا تغییر ناشر در سال 1390 که این بار چاپ سی و چهارم آن در شمارگان 3000 نسخه توسط نشر افق چاپ و منتشر شد.
البته در چاپ افق، طرح جلد کتاب تغییر کرد و با درشت شدن فونت، نزدیک به 170 صفحه به حجم آن افزوده شد. نشر افق ابتدا برای کتاب قیمت 8هزار تومان را تعیین کرده بود اما سونامی قیمت چاپ و کاغذ، قیمت کتاب را به 19500 تومان افزایش داد.
آنهایی که داستان «من او» را خواندهاند میدانند که داستان روایتی است از یک زمان طولانی، یعنی از سال 1312 شمسی، که روندی از بچگی تا میانسالی و پیری و حتی تا مرگ شخصیتها را طی میکند تا به بعد از جنگ میرسد. ماجراهای آن مربوط به زندگى فردى به نام على فتاح است. راوى، قهرمان داستان هم هست، ماجراهاى زندگى خود را، از کودکى تامرگ، روایت مىکند. على فتاح فرزند یک تاجر ثروتمند است و در جنوب شهر زندگى مىکنند. در کودکى، پدر خود را از دست مىدهد و تحت نظر پدر بزرگش بزرگ مىشود.
در نوجوانى به مهتاب، همبازى دوره کودکى خود، دل مىبندد. ولى این علاقه به ازدواج نمىانجامد. سالها بعد، مهتاب با خواهر على به فرانسه مىروند. خواهر على با یک مبارز الجزایرى ازدواج مىکند. این مبارز ترور مىشود و او و مهتاب به ایران برمىگردند. در زمان موشک باران تهران، خواهر على و مهتاب به شهادت مىرسند. على فتاح هم بعد از بخشیدن آنچه از اموال پدرى مانده است، فوت مىکند.
این روزها هم قرار است رضا امیرخانی به واسطه ترجمه روسی رمان «من او» به مسکو سفر کند تا در مراسم رونمایی این اثر که همزمان با نمایشگاه کتاب مسکو برگزار خواهد شد شرکت کند.
ظاهراً با هماهنگی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مسکو و بر اساس توافق به عمل آمده با انستیتو ادبیات ماکسیم گورکی، دانشجویان و اساتید مهمترین موسسه آموزشی و پژوهشی ادبی روسیه، میزبان رضا امیرخانی نویسنده نامدار کشورمان خواهند بود تا وی در این نشست از تجربیات نویسندگی خود و وضعیت ادبیات داستانی معاصر ایران با علاقهمندان ادبیات روس سخن بگوید.
رمان «من او» توسط الکساندر آندروشکین به روسی برگردانده شده و با ویرایش پروفسور جهانگیر دری توسط انتشارات وچه مسکو به بازار کتاب روسیه عرضه میشود. این ترجمه اولین کتاب از سری پرفروشهای ایرانی است که با همکاری بنیاد مطالعات اسلامی مسکو و انتشارات وچه منتشر میشود.
طرح جلد کنونی رمان
بسیاری از منتقدان ادبی، یکی از دلایل موفقیت رمان «من او» را نوع شخصیت پردازی آن میدانند. به ویژه در مورد علی، شخصیت اصلی داستان، با توجه به انتخاب زاویه دید من راوی، درمعرفی کامل شخصیت او، از هیچ چیزی فروگذاری نشده است. اگرچه علی گاهی هم به طور مستقیم از منظر دانای کل روایت شده است، با این حال شخصیت پردازی کاملی دارد. مخاطب خیلی جاها میتواند با او همذات پنداری کند و بعضی جاها نمیتواند. چرا که دلیلی برای بعضی از رفتارهای او پیدا نمی کند. مثل ازدواج نکردن او با مهتاب که نویسنده دلیل منطقی برایش به وجود نیاورده است. مگر او انسان با ایمان معرفی نشده است؟ و مگر ازدواج یکی از ارکان مهم یک فرد با ایمان نیست؟ چرا علی تن به ازدواج نمی دهد؟ آن هم با کسی که آنقدر دوستش دارد. حتی خواسته درویش مصطفی هم که گفته هر وقت مهتاب را برای خودش خواستی با او ازدواج کن هم در این مورد کفایت نمیکند.
در بخش من او هم شخصیت علی از یک شخصیت واقعی دور میشود و شخصیتی ماورایی پیدا میکند. ساعت و لحظه مرگش را پیش بینی میکند، خودش به غسالخانه میرود و بعد جنازهاش را بیرون میدهند. که اینها دلائل عدم همذات پنداری مخاطب با علی است. در مورد شخصیت درویش مصطفی باید گفت که با اغراق گویی از سوی نویسنده است که شخصیتی نمادین دارد.
اما جا دارد دراین بخش اشاره شود به این مطلب که نویسنده خیلی جاها به طور مستقیم او را معرفی کرده است، و ردپای خود را در توصیف او کاملابه جا گذاشته است. درعین حالی که از گذشته همین شخص که تا این حد مورد توجه نویسنده است، یا شخصیت ویژهای دارد، چیز زیادی نمیدانیم و شخصیت گذشته او، به هیچ وجه در داستان روانشناختی ندارد. در حالیکه اگر مخاطبی، از روحیات و احساسات و زندگی فردی و اجتماعی گذشته چنین انسانی بی خبر بماند، رویکردهای رفتاری او برایش باورپذیر نخواهد بود. این امر در مورد هفت کور داستان نیز صدق میکند. از گذشته آنها هم چیزی نمیدانیم. اما میبینیم که آنها هم گاهی با یک حرکت به فرانسه میرسند و روح آنها نیز دربخش من او حضور پیدا میکند و کرامت پیدا میکنند.
یکی از اشخاص داستان که خیلی خوب شخصیت پردازی شده است، کریم است. او علاوه بر شخصیتپردازی تصویری کامل و غیرمستقیم، به لحاظ بودها و نمودها هم خوب معرفی شده است. کریم شخصیتی پویا و فعال دارد. و در بیشتر بخشهای اولیه داستان درکنار شخصیت اول حضور دارد. او هم چنین در پایان داستان تحولی کامل پیدا می کند. شخصیت او کاملاباورپذیر و ملموس است و مخاطب بیش از هرکس با او همذات پنداری می کند. چرا که نویسنده شخصیت او را مجموعهای از خوبی و بدی و زشتی و زیبایی و شلختگی و لاابالی گری و بی اعتقادی و در نهایت ایمان آوردن، آفریده است. تضادهای وجود او طبیعی است و علاوه بر یک انسان تیپیک، در انتهای داستان یک انسان خاص نیز معرفی می شود. درمورد شخصیت مریم باید گفت جایی که قلب همسرش را می بلعد علاوه بر این که از حقیقت مانندی یک شخصیت واقعی و از گروه و طبقه یک انسان معمولی وحتی انسان عاشق خارج می شود.
هیچ انسانی و هیچ عاشقی قلب همسر خود را نمی خورد. نویسنده گاهی از ظرفیت های داستان رئال خارج شده از باورپذیری فاصله گرفته است و فضای غیر واقعی را درکنار شخصیت های فرا واقع گذاشته و آن ها را به موازات فضا و شخصیت های واقعی (رئال) پیش برده است. چنانکه بعضی از شخصیت های داستان در تضادی غیرمنطقی، با خود هستند. نمونه دیگر این مدعا مهتاب است که با وجود نجابت و پرهیزگاری در همان سن کم با خواسته خودش سر از خانه پا انداز درمی آورد و درویش مصطفی که شخصیتی ما ورایی دارد و از همه چیز اطلاع دارد.
چاپ سی و چهارم(1390) رمان «من او»نوشته رضا امیرخانی، در 600 صفحه، شمارگان 3000 نسخه، قطع رقعی (جلد شومیز) با قیمت 19500 تومان از سوی نشر افق در تهران چاپ و منتشر شده است.
علاقهمندان برای تهیه این اثر میتوانند با شماره تلفن 66413367 تماس حاصل نمایند.
=================================
453
نسیم:رمان 'من او' اثر رضا امیرخانی که توسط الکساندر آندروشکین به روسی برگردانده شده است، توسط انتشارات 'وچه' مسکو در نمایشگاه بینالمللی مسکو رونمایی میشود
http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=603610
...-شهریور92
به گزارش «نسیم»، با هماهنگی رایزنی فرهنگی ایران در مسکو و بر اساس توافق به عمل آمده با انستیتو ادبیات ماکسیم گورکی، دانشجویان و اساتید مهمترین موسسه آموزشی و پژوهشی ادبی روسیه، روز دوشنبه هجدهم شهریورماه، میزبان رضا امیرخانی نویسنده نامدار کشورمان خواهند بود تا وی در این نشست از تجربیات نویسندگی خود و وضعیت ادبیات داستانی معاصر ایران با علاقهمندان ادبیات روس سخن بگوید.
این ترجمه اولین کتاب از سری پرفروشهای ایرانی است که با همکاری بنیاد مطالعات اسلامی مسکو و انتشارات وچه منتشر میشود. امیرخانی که ترجمه روسی رمان «من او» وی در نمایشگاه بینالمللی کتاب مسکو رونمایی خواهد شد از 15 تا 23 شهریورماه به دعوت مشترک رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روسیه و بنیاد مطالعات اسلامی مسکو در این شهر حضور خواهد داشت.
بنیاد مطالعات اسلامی، تابستان 1386 در روسیه به ثبت رسمی رسیده است. این بنیاد با هدف توسعه و جهتدهی مطالعات اسلامی به زبان روسی فعالیتهای خود را سامان داده و برنامههای آن نیز برای مخاطبان مختلف اعم از پژوهشگران آکادمیک در حوزه مطالعات اسلامی و علاقهمندان به موضوعات مختلف در حوزه فرهنگ اسلامی با در نظر گرفتن نیازهای عموم جامعه روس زبان پیریزی شده است. این ترجمه اولین کتاب از سری پرفروشهای ایرانی است که با همکاری بنیاد مطالعات اسلامی مسکو و انتشارات وچه منتشر میشود.
=================================
452
خبرگزاری مهر:
ترجمه روسی «من او» 2 سال پس از وعده انتشار در مسکو رونمایی میشود
به گزارش خبرنگار مهر، با هماهنگی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مسکو و بر اساس توافق به عمل آمده با انستیتو ادبیات ماکسیم گورکی، دانشجویان و اساتید مهمترین موسسه آموزشی و پژوهشی ادبی روسیه، روز دوشنبه هجدهم شهریورماه، میزبان رضا امیرخانی نویسنده نامدار کشورمان خواهند بود تا وی در این نشست از تجربیات نویسندگی خود و وضعیت ادبیات داستانی معاصر ایران با علاقهمندان ادبیات روس سخن بگوید.
امیرخانی که ترجمه روسی رمان «من او» وی در نمایشگاه بینالمللی کتاب مسکو رونمایی خواهد شد از 15 تا 23 شهریورماه به دعوت مشترک رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روسیه و بنیاد مطالعات اسلامی مسکو در این شهر حضور خواهد داشت.
رمان «من او» توسط الکساندر آندروشکین به روسی برگردانده شده و با ویرایش پروفسور جهانگیر دری توسط انتشارات وچه مسکو به بازار کتاب روسیه عرضه میشود.
این ترجمه اولین کتاب از سری پرفروشهای ایرانی است که با همکاری بنیاد مطالعات اسلامی مسکو و انتشارات وچه منتشر میشود.
بنیاد مطالعات اسلامی، تابستان 1386 در روسیه به ثبت رسمی رسیده است. این بنیاد با هدف توسعه و جهتدهی مطالعات اسلامی به زبان روسی فعالیتهای خود را سامان داده و برنامههای آن نیز برای مخاطبان مختلف اعم از پژوهشگران آکادمیک در حوزه مطالعات اسلامی و علاقهمندان به موضوعات مختلف در حوزه فرهنگ اسلامی با در نظر گرفتن نیازهای عموم جامعه روس زبان پیریزی شده است.
=================================
451
عروج: منِ او / رضا امیر خانی
http://oruj.ir/view/581/%D9%85%D9%86%D9%90-%D8%A7%D9%88-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C
...-شهریور92
با اطمینان می گویم که بهترین کتابی که تا حالا در عمرم خوانده ام کتاب من او است و تا حالا هنوز هم کتابی مثل این به دلم ننشسته حتی قیدار کتاب جدید امیر خانی.
من او یک رمان است که کتاب دوم امیر خانی بعد از ارمیاست.من او ابتدا توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد اما در حال حاظر از نشر افق انتشار می یابد. امیر خانی روی کتاب ارمیا ۶ سال وقت گذاشت و به گفته خودش دوستانش نوشته هایش را ازش گرفتند و بردند چاپ کردند و به او هدیه دادند که همان کتاب ار میاست. اما کتاب من او که کتاب بعدی امیرخانی است چیز دیگری است.
سبک کتاب به این صورت است که من می شود از زبان نویسنده یعنی سوم شخص و او می شود قهرمان داستان به نام علی فتاح اول شخص. علی فتاح از یک خانواده اعیانی ثروتمند اما مذهبی است که پدربزرگش کوره آجر پزی دارد و پدرش در طی سفر به قزوین در راه برگشت کشته می شود و علی پدرش را در کودکی از دست می دهد و مسئولیت مادر و خواهر و خود علی به دوش پدربزرگش می افتد. در خانه آنها خانواده اسکندر نیز زندگی می کند که کلفت آن ها هستند اسکند پدر خانواده به همراه همسرش و پسرش که هم کلاسی علی است و دخترش مهتاب زندگی می کند البته اسکندر وقفه ای در یکی از محله های اطراف خانه فتاح که در گود است ساکن است و بعد از مرگ پدر علی دوباره به خانه فتاح ها بر می گردد.
کریم اهل درس خواندن نیست و بیشتر دنبال شر است اما علی پسر درس خوان و آرامیس است خواهر علی به نام مریم هم شاگرد اول مدرسه است اما به علت قضیه کشف حجاب دیگر مدرسه را رها می کند و می گوید آدم در خانه بیشتر یاد می گیرد تا مدرسه اما بعد از مدتی پدربزرگ مریم را برای ادامه تحصیل به فرانسه می فرستد.
از همان دوران بچگی یک عشق و علاقه ای بین علی و مهتاب ایجاد می شود که مادر علی با آن مخالف است و چون مهتاب کلفت آن ها و در حد و اندازه آن ها نیست اما علی به حرف مادر گوش نمی کند
بعد از مدتی پدربزرگ مهتاب هم به فرانسه می فرستد پیش مریم کریم هم روزی کشته می شود و علی هم به فرانسه می رود و ادامه تحصیل می دهد
از شخصیت های تاثیر گذار دیگر در داستان درویش مصطفی است که پیرمردی است از بچگی علی همه جا هست و تا مرگ علی هم هنوز وجود دارد و شخصیتش مشخص نیست. هفت کور که دور دنیا را می چرخند و گدایی می کنند که علی هر روز آن ها را در راه مدرسه می بیند که آرام آرام روی زمین حرکت می کنند و در فرانسه هم آن ها را می بیند.
اما قسمت جذاب داستان انتهای آن است که بااخره علی در پیری یک روز تصمیمش برای ازدواج با مهتاب قطعی می شود و برای رفتن با مهتاب به محضر جهت عقد رهسپار خانه او می شود اما
=================================
450
مینویسم از خودم: 538
http://correctionpen.blogfa.com/post/859
زهره-شهریور92
به هوا پری مگسی باشی...
=================================
449
افکارنیوز: خلق نشدن رمان خوب انقلاب اتهام است
http://www.afkarnews.ir/vdcjhme8tuqeiaz.fsfu.html
محمد حمزهزاده-شهریور92
مدیر انتشارات سورهی مهر در پایان، رمانهای «من او» (رضا امیرخانی)، «سفر به گرای ۲۷۰ درجه» (احمد دهقان)، «اسماعیل» (امیرحسین فردی)، «جاده جنگ» (منصور انوری)، کارهای پیشین علی مؤذنی و همچنین کارهای سیدمهدی شجاعی را از آثار شاخص انقلاب و دفاع مقدس عنوان کرد.
=================================
448
فانیز: به ندرت گریه می کنم ولی این بار دلم میخواست زار بزنم
http://faniz68.blogfa.com/post-101.aspx
رامتین-مرداد92
سر کلاس نویسنندگی ام موضوع داده بودم مادر خود را در چند صفحه توصیف کنید (سعی کنید از تجربیات شخصی استفاده کنید)
یکی یکی شروع کردند به خواندن هفتمین یا هشتمین نفر بود .دفترش را باز کرد .....به نام دوست...و سکوت ..........
گفتم چرا نمیخوانی؟صدایش در نیامد ...گفتم اگر ننوشتی اشکال نداره تو کلاس ما هر کی دوس داره یاد بگیره مینویسه برو بشین...
دفترش را آورد امضا کنم خواستم پایین صفحه را امضا کنم گفت : نه.....چند صفحه بعد....چند صفحه زدم سفید سفید بود نمیدانم کی این تکنیک سفید نویسی رضا امیرخانی در کتاب من او را یادشان داده بودم به آخر صفحه ای نگاهم متوقف شد نوشته بود "نداشته ها را نمیتوان توصیف کرد"بغض توی گلوم نشست از کلاس عذر خواستم و زدم بیرون آبی به صورتم زدم ولی آدمی که گریه میکند آب هم نمیتواند اشکهایش را نشان ندهد خواستم برای فرار از کاری که خود را مقصر می دانستم چاره ای ساخته باشم به کلاس برگشتم روی تخته نوشتم
=================================
447
پرواز تا طلوع: برای منی که مال اوست. برای "من او"
http://smile1995.blogfa.com/post-225.aspx
محجبهی عینکی-مرداد92
پرده ی اول-ابتدای آبان نود- ایستاده بودم توی دفتر و داشتم سنگ ریزه ای را که افتاده بود نزدیک پام با جلوی کفشم قل می دادم. دستم تو جیبم بود و سکه ها را بالا پایین میکردم. یادم نیست آن زمان تو ذهنم به توی کدام جنگل داشتم پرنده شکار میکردم یا توی اینباکس گوشیم دنبال کدام اس ام اس میگشتم اما یادم هست که آن جا نبودم. که با دستی که روی شانه ام بود به خودم آمدم... روزهای اول دیوانگی م بود. گیج بودم... سوم دبیرستان. آن روز من دخترکی دبیرستانی بودم که خانم نخعی آن کتاب را داد من که بخوانمَش.همان که مرا شیفته کرد؛ اما آن روز نه؛ بیش از دو ماه بعد، "من او" را. طاقت نداشتم برگردم خانه. س کلاس در آوردمش یواشکی که شروع کنم به خواندن اما مینا از پشت سرم زود تر قاپیدَش. تا آخر آن روز مینا داشت میخواند اما من او کتابی نبود که چند ساعته پرده از چهره اش بردارد. بردمش خانه و بلافاصله بعد از ناهار شروع کردمش. "یک من"، "یک او"، "دو من"... نه جذاب نبود کنار گذاشتمش. اما نمی دانستم که این خاصیت رمان های امیرخانی است. آزاد میگذاردت که اگر نخواستی بخوانی زود برگردی. آرام آرام میکشدت داخل... میگذارد خوب با گیجیات دست و پنجه نرم کنی. آرام آرام میکشدت تو غار تاریک. بعد تو می دوی که به روشنایی برسی که اوج تاریکی با نور مستقیم خورشید غافل گیرت میکند. و من آنجا کنار گذاشتم "من او را"...
پرده ی دوم- اول دی ماه نود- از مدرسه برمیگردم. خسته.. دکمه هام را وا میکنم. روپوشم را از تنم بیرون میکشم که چشمم روی تختم می افتد به اش. نورالهدی... فصل نامه ی عزیزم برای زمستان نود. باز میکنم و با اشتیاق شروع می کنم به خواندن...صفحه های آخر معرفی کتاب دارد و "ارمیا" چشمم را میگیرد که زیرش نوشته: "رضا امیرخانی را همه با "من او" میشناسند و..."من او هنوز تو اتاقم بود. دو ماه بود که گوشه ی کمدم بود... باز برداشتمش. باید می دانستم چی دارد که انقدر جذابیت دارد برای بقیه. امتحاناتم بود اما شروع کردم. یک قدم دو قدم... رسیدم به آن جا که علی نام مرد الجزایری را کنار نام مریم نمی تواند بخواند. داشت جذاب میشد. جلوتر و جلوتر. خاصیت من او این است که تو به همه وجودت خود را جای علی میگذاری. میتوانی موقعیتش را درک کنی. آن فصلی که خالی است شوک علی را. و فصل انگشتر ها گیجیش. هر جای داستان که میرسی ارجاعی دارد به فصلی عقب تر. یا جلو تر... پیوستگی داستانی که در هم ریخته است و باید مثل پازل بچینیش کنار هم، جذابترش میکند. انگار که نویسنده از وسط قصه نوشته باشد به دو طرف. نه از اول به آخر. یا از آخر به اول...
پرده ی سوم- دوهفته بعد- اشک هام تند و تند می ریزند پایین و "یا علی مددی" آخر کتاب قلبم را می فشارد.. چی خلق کرده ست این امیرخانی. چرا این کتابش این جوریست؟! چرا انقد من مجذوب شده ام. چرا کلامی حرف نمی توانم بزنم... اشک میریزم باهاش اما باز بغض دارم. جنسش فرق داشت این کتاب. فرق داشت با همه ی رمان های عاشقانه ای که خوانده بودم. مزه اش بهد از دوسال زیر زبانم است... مزه کن امامراقب باش معتاد نشوی که فقط یک دانه دیگر مثلش پیدا می شود: "بیوتن"..
+این روزها وقتی کسی را می بینم که "من او" میخواند یا "بیوتن" حسودیم می شود.
+این سومین باری بود که خواستم برای "من او" مطلب بنویسم.بلاخره کامل شد.
=================================
446
گلبرف: کتاب
http://goolbarf.blogfa.com/post-1152.aspx
گلبهار-مرداد92
آنهایی که در من او عاشقی پاکباخته را تجربه کردهاند می توانند در قیدار دوباره تجربهاش کنند دینی تر و سیاسی تر
=================================
445
هر کس وبلاگی دارد: نویسنده
http://20sal.blogfa.com/post/178
سیده فاطمه پور حقگوی-مرداد92
شریعتی خواندیم به سبب هنر نگارش و سبک پر استعاره اش.
هم نشین علامه (طباطبایی) شدیم به جهت عمق مطلب و حق گویی عالمانه اش..
امیرخانی خواندیم و حال کردیم با مرام درویشی و "یا علی مددی" های قصه هایش..
=================================
444
پاتوق بچه حزباللهیها: 2منِ او / رضا امیر خانی
http://ah21.blogfa.com/post/3
علی هاجری-تیر92
با اطمینان می گویم که بهترین کتابی که تا حالا در عمرم خوانده ام کتاب من او است و تا حالا هنوز هم کتابی مثل این به دلم ننشسته حتی قیدار کتاب جدید امیر خانی.
من او یک رمان است که کتاب دوم امیر خانی بعد از ارمیاست.من او ابتدا توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد اما در حال حاظر از نشر افق انتشار می یابد. امیر خانی روی کتاب ارمیا ۶ سال وقت گذاشت و به گفته خودش دوستانش نوشته هایش را ازش گرفتند و بردند چاپ کردند و به او هدیه دادند که همان کتاب ار میاست. اما کتاب من او که کتاب بعدی امیرخانی است چیز دیگری است.
سبک کتاب به این صورت است که من می شود از زبان نویسنده یعنی سوم شخص و او می شود قهرمان داستان به نام علی فتاح اول شخص. علی فتاح از یک خانواده اعیانی ثروتمند اما مذهبی است که پدربزرگش کوره آجر پزی دارد و پدرش در طی سفر به قزوین در راه برگشت کشته می شود و علی پدرش را در کودکی از دست می دهد و مسئولیت مادر و خواهر و خود علی به دوش پدربزرگش می افتد. در خانه آنها خانواده اسکندر نیز زندگی می کند که کلفت آن ها هستند اسکند پدر خانواده به همراه همسرش و پسرش که هم کلاسی علی است و دخترش مهتاب زندگی می کند البته اسکندر وقفه ای در یکی از محله های اطراف خانه فتاح که در گود است ساکن است و بعد از مرگ پدر علی دوباره به خانه فتاح ها بر می گردد.
کریم اهل درس خواندن نیست و بیشتر دنبال شر است اما علی پسر درس خوان و آرامیس است خواهر علی به نام مریم هم شاگرد اول مدرسه است اما به علت قضیه کشف حجاب دیگر مدرسه را رها می کند و می گوید آدم در خانه بیشتر یاد می گیرد تا مدرسه اما بعد از مدتی پدربزرگ مریم را برای ادامه تحصیل به فرانسه می فرستد.
از همان دوران بچگی یک عشق و علاقه ای بین علی و مهتاب ایجاد می شود که مادر علی با آن مخالف است و چون مهتاب کلفت آن ها و در حد و اندازه آن ها نیست اما علی به حرف مادر گوش نمی کند
بعد از مدتی پدربزرگ مهتاب هم به فرانسه می فرستد پیش مریم کریم هم روزی کشته می شود و علی هم به فرانسه می رود و ادامه تحصیل می دهد
از شخصیت های تاثیر گذار دیگر در داستان درویش مصطفی است که پیرمردی است از بچگی علی همه جا هست و تا مرگ علی هم هنوز وجود دارد و شخصیتش مشخص نیست. هفت کور که دور دنیا را می چرخند و گدایی می کنند که علی هر روز آن ها را در راه مدرسه می بیند که آرام آرام روی زمین حرکت می کنند و در فرانسه هم آن ها را می بیند.
اما قسمت جذاب داستان انتهای آن است که بااخره علی در پیری یک روز تصمیمش برای ازدواج با مهتاب قطعی می شود و برای رفتن با مهتاب به محضر جهت عقد رهسپار خانه او می شود اما...
=================================
443
تا کفر هست...: شما هم بخوانید!
http://mobarezeh.parsiblog.com/Posts/17/%D4%E3%C7+%E5%E3+%C8%CE%E6%C7%E4%ED%CF!/
ابوجعفر-تیر92
7- منِ او/ رضا امیرخانی/ افق
8- ارمیا/ رضا امیرخانی/ سوره مهر
15- داستان سیستان/ رضا امیرخانی
16- نشت نشا/ رضا امیرخانی
=================================
442
دخترکی با طعم شکلات: من اوی غمگین
http://n-o-7-1.blogfa.com/post-634.aspx
توله شیر-تیر92
من ِ اوی رضا امیر خانی هی منو غمگین و غمگین تر می کنه. قبلا هم همین بود. یه بار دیگه هم که خونده بودمش همینقد منو غمزده کرد. یه غم یواشکی ِ طولانی مدت. یه غم که رفته تو گوشت و استخون آدم. نمی دونم چرا هی می خونمش و هی غمگین میشم و هی دلم میخواد بزنم زیر گریه.
...
صدای رضا یزدا نی هم مث من او ی رضا امیرخانی می مونه. ادم حتی اگه حواسش پی اهنگ نباشه و پی نوشتنش باشه..پی مسیج دادنش باشه..پی هزار فکر احمقانه باشه ولی هی فرو میره تو غمه.. فرو میره تو غصه..ازون غصه ها که ادم دلش میخواد کز کنه کنج کمد بشینه فکر کنه. به چی؟ به هیچی . به هیچی هیچی فکر کردن باید حس خوبی باشه..
=================================
441
روزنامه تابناک:سلامي دوباره
http://www.tabnakdaily.ir/news/10231
احسان باقری-تیر92
ديروز و امروز بعد از مدتها فرصت کردم کتابي دستم بگيرم و بخاطر قلم خوب رضا اميرخاني داستان «من او» رو در عرض دو روز تموم کردم و حالا هم اميدوارم که بتونم ادامه بدم.و در اين ايام ماه مبارک از فرصت افطار تا سحر که انصافاً بهترين لحظات اين ماه عزيز است نهايت استفاده رو براي انجام کارهاي عقب افتاده و دل مشغوليهاي خودمون داشته باشيم.
در همين رابطه :
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (21) قطعه ناب روزنامه شهرآرا436+شعری از جناب ناصر فیض432+امیرخانی میخواسته یک کتاب حجیم تحویل بدهد424+یک دهه در مقابل خواندنش مقاومت کردم423+من امیرخانی421
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (20) من او به چاپ سی و هفتم رسید419+من او با چند قیمت در بازار وجود داشت و همین دلیل تغییر ناشرش بود415+حالا دا نشد من او!414+شیرجه میزدم به سمت من او!410+پای رفتنم لنگ عصای درویش مصطفاست408+کدام کتابفروشی من او دارد؟403+چه کسی دلش بیشتر برای مریم سوخت402
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (19) +فروش تلفنی چاپ سی و هفتم رمان من او400+ داستان پرمایهای نیست396+من او میتواند داستان من و تو هم باشد394+برای پذیرفتن من او به عنوان رمان باید بخشهایی از آن را حذف کرد، جناب یوسفعلی میرشکاک390+امیرخانی در من او تونلی هزار تو حفر کرده است، جناب محمد عزیزی386
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (18) موفقترین نویسنده متولد دهه پنجاه 379+آیا در ادبیات فارسی رمان عرفانی داریم؟377+امکان خرید من او در سام376+تهران در جای جای رمانها، تهران امروز368+فردانیوز و رمانهای محبوب365+
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (17) +مسلمانان میانمار و من او+استاد سلحشور و صفحات سفید من او+اگر روزی دخترم دلیل حجاب را از من پرسید...+من او برای چهارمین بار+جناب احمد میراحسان، امیرخانی یک مومن تمام عیار است و نویسنده+احساس است، مزرعه نیست که شخمش میزنی!+بهترین رمان ایرانی که خواندهام+کجای این چرت و پرتها رمان است+
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (16) +خانیآباد یادآور اصالت تهران است+با این جدانویسی در نهایت چه از زبان فارسی باقی خواهد ماند؟
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (15)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (14)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (13)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (12)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (11)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (10)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (9)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (8)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (7)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (6)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (5)
. آنچه در وب راجع من او نوشتهاند (4)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (3)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (2)
. آن چه در وب راجع به من او نوشتهاند (1)
|